من بودم و ستارگان
تنها میان بیابان
چهره ات را میان آسمان ترسیم کردم
آسمان حسادت کرد.
شهابی چهره ات را خط خطی کرد ….
دوباره ترسیمت کردم
….
این بار ماه حسادت کرد
نور افشانی کرد
چهره ات محو شد.
با ماه قهر کردم……
( خاطرات شب گشتی پادگان)
من بودم و ستارگان
تنها میان بیابان
چهره ات را میان آسمان ترسیم کردم
آسمان حسادت کرد.
شهابی چهره ات را خط خطی کرد ….
دوباره ترسیمت کردم
….
این بار ماه حسادت کرد
نور افشانی کرد
چهره ات محو شد.
با ماه قهر کردم……
( خاطرات شب گشتی پادگان)
از ادم تا انسان شدن
من در افق ایستاده بودم
بر بلند ترین قله هستی
در جایی امن در رویاهایم
زمین در زیر پاهایم
تنها یک احساس غریب
یک حادثه یا یک فریب شاید
سر نوشت مرا اینچنین رقم زد
سرنوشتم با تو و کنارتوست که رقم خورد و من می بالم به این سرنوشت چرا که تو را دوست می دارم
آن هنگام که سکوت تمامی وجودم رادرآغوش می کشد
رویای باتوبودن مرهم تمامی دلتنگی هایم می شود
وآن لحظه سبکبال ازآرامش با تو بودن
همچون کسی که می جاودانگی را نوشیده است
دیوانه وارتا آسمان ها برایت به رقص می آیم
وآنجاست که تمامی وجودت راباوجودم ترکیب می کنم
وبوسه هایت سرود زندگی را برمن روانه می کند
آی
وای
فریادی برمی آورم
تاپهنای آآسمان ها راازگرمای این عشق به آتش کشم
تا همه را در برابراین عشق به سجده افکنم
سلام عزیز دلم اومدم یک باردیگه یگم خیلی دوست دارم و تولدت پیشاپیش
مبااااااااااااااااااااااااااااااااااااااارک روزی کنار هم با هم این روزارو جشن میگیریم