بایگانی دی, ۱۳۸۸

دوسش دارم

چهارشنبه, ۲ دی, ۱۳۸۸

کاش می تونستم بهش نشون بدم چقدر دوسش دارم …

که چی؟

چهارشنبه, ۱۱ آذر, ۱۳۸۸

کاش وابستگی نداشتم به خیلی بعضی چیزا
اینا هم غل و زنجیر هست که نمی ذاره راحت زندگی کنم.
الکی هی تلاش میکنیم که درس بخون ، برو سرکار ، ریش بزار بیشتر حقوق داری
صف اول نماز جماعت باش
که چی؟
که پول گیرت بیاد؟
پیکانت بشه زانتیا؟
هر از گاهی شیطونی هم بکنی؟
حالا زندگیت رو براه شد ؟
آخرش میمیری مگه نه؟
حالا هی بیا دل مردم رو بشکون
خون مردم رو بکن تو شیشه
حالا من میگم کاش یه جای دور افتاده بودم با یه نفر که درکم کنه
و بتونم با چند نفر تلاش کنیم پاک زندگی کنیم
حالا بخند بهم و بگو اومدی که گرگ بشی نه آدم!!!!!