بایگانی مرداد, ۱۳۸۷

پارانوید لینوکس: از داستان تا آزادی

پنجشنبه, ۳ مرداد, ۱۳۸۷

احتمالا همه‌ی شما اصطلاح «برادر بزرگ» را شنیده‌اید؛ اصطلاحی که جورج اورول در کتاب ۱۹۸۴ ابداع کرد. حالا آقای کوری داکترو، نویسنده و بلاگر کانادایی، کتابی نوشته است به‌نام برادر کوچک. این کتاب داستان چهار نوجوان است که در شهر سن‌فرانسیسکو زندگی می‌کنند. دولت آمریکا این افراد را به کارهای تروریستی متهم می‌کند و به زندان می‌اندازد. پس از مدتی که این افراد از زندان آزاد می‌شوند می‌بینند که در سن‌فرانسیسکو خفقان سیاسی پدید آمده است. این افراد تصمیم می‌گیرند که با کمک کامپیوترها مبارزه‌ای را برای به‌دست آوردن حقوق‌شان شروع کنند.

در صفحه‌ی ۳۶ کتاب برادر کوچک یک پاراگراف است درباره‌ی توزیعی از لینوکس با عنوان پارانوید:

وقتی برزیلی‌ها قفل [اکس‌باکس] را شکستند، همه‌ی ما گیج شده بودیم. اما خیلی زود چند سیستم عامل دیگه برای اکس‌باکس بیرون اومد. اونی که من دوست داشتم پارانوید لینوکس بود. پارانوید لینوکس فرض می‌کنه که کاربر به‌طور دایم زیرحمله‌ی دولت است (این [سیستم عامل] در اصل برای ناراضی‌های چینی و سوریه‌ای درست شده بود) و برای هم‌این مدام تلاش می‌کنه تا ارتباطات و اسناد شما را مخفی نگه داره. این سیستم حتا مقداری ارتباطات جعلی تولید می‌کنه تا هرگونه تردیدی را در مورد فعالیت‌های مخفی شما از بین ببره. بنابراین وقتی شما پیام‌های سیاسی را به‌صورت کاراکترهای جدا-جدا دریافت می‌کنید، پارانوید لینوکس وانمود می‌کنه که شما در حال وب‌گردی، پرکردن پرسش‌نامه‌ها، و لاس‌ زدن در چت‌روم‌ها هستید. در این بین، یک کاراکتر از هر ۵۰۰ کاراکتری که دریافت می‌کنید پیام شماست؛ سوزنی در یک انبار بزرگ کاه.

شاید فکر کنید متن بالا تنها یک داستان است. حدس شما تا چند هفته پیش درست بود. ولی هم‌این اواخر پروژه‌ای راه افتاده تا داستان پارانوید لینوکس را به واقعیت تبدیل کند. نگاهی به وب‌سایت‌شان بیندازید.

در ضمن، می‌توانید کتاب برادر کوچک را از وب‌سایت آقای کوری داکترو دانلود کنید. این کتاب با مجوز کریتیو کامنز منتشر شده است.

منبع: http://blog.frozenpla.net/?p=415

این از خودمه:
الان وارد کانال IRC سایت شدم ولی کسی نبود  جواب بده
خیلی وسوسم کرد منتظر باشیم تا این توزیع از لینوکس هم بیاد
واقعا لینوکس یعنی آزادی

ترافیک

پنجشنبه, ۳ مرداد, ۱۳۸۷

سلام
امروز یه چیز عجیب دیدم که خیلی ناراحت شدم
اتفاقی وارد کمربندی شدم تا از ترافیک راحت بشم و زود به مقصد برسم
وسط های راه به ترافیک فوق العاده سنگینی برخورد کردم
گفتم شاید تصادف شده که اینقدر ترافیک سنگینه
وقتی رسیدم به آخر خیلی تعجب کردم
تصادف شده بود ولی مردم وسایل نقلیه رو کنار می زدن تا جنازه ها و چگونگی تصادف رو ببینن
در این اوساط بچه کوچولویی رو دیدم که  وقتی خون رو تویه خیابون دید داشت گری می کرد.
ولی ………………

اجلاس ضد صهیونیسم

سه شنبه, ۱ مرداد, ۱۳۸۷

سلام
یکی دو روز پیش خبری در مورد اجلاسی( اگه اشتباه نکنم در کشور فرانسه)
در مورد گروهی از مسلمانان و یهودیان ضد صهیونیسم دیدم
قبلا در مورد این گروه ها شنیده بودم ولی نمی دونستم به طور رسمی وجود داره
خلاصه بگم خیلی تعجب کردم
و در مورد با چند تا از دوستان که صحبت می کردم می گفتن مگه چنین چیزی ممکنه
و………….
خیلی برام عجیب بود که نماینده ای از ایران تویه این اجلاس نبود
و………….