بایگانی “دست نوشته ها”

روزهای من

شنبه, ۲۱ خرداد, ۱۳۹۰

امروز گذشته ها را مرور کردم

به یاد روزهایی افتادم که دلم خالی بود اما الان  با عشق معنا میگیره

امروزفهمیدم تا عاشق نباشی معنای دوست داشتن رو درک نمیکنی

امروز فکرم مملو از توشده

این روزها و امروز حسابم رو از همه شهر جدا میکنم

بی تو بودن رو از کتاب زندگی سوا

این روزها میفهمم وقتی عاشق هستی جهان برای بخشیدن حرف کوچکی است

این روزها تنها شادمانی حقیقی زندگیم دوست داشتن توست

این روزها…

ای تماشایی ترین مخلوق روی زمین!آسمانی می شوم وقتی نگاهت می کنم

تجزیه

چهارشنبه, ۱۸ خرداد, ۱۳۹۰

به خودم اومدم
دیدم خودم نیستم
جابر مرده بود
الان توام فقط

لمس آزادی

سه شنبه, ۱۷ خرداد, ۱۳۹۰

برای لمس آزادی، تنم بدجوری میخواره
تمومِ فکر و ذکر من، فقط یک گلوله کم داره

————-
تف به ذات نانجیبت ، که ذلیل ترین ادم ها (!) هستی ، رهبر متعفن

————
ترکیدم از شهادت هاله ……