بایگانی

بایگانی برای دسته ی ‘روز نوشت ها’

خسته ام

29 جولای 2010 جابر بدون دیدگاه

خسته ام از این همه پوچی .

خسته ام از خودم

خسته ام از این همه در به دری

خسته ام از آوارگی

خسته ام می فهمی ؟

همش همین ، خسته ام.

می خوام زود تر برم .

دسته‌ها:دست نوشته ها, روز نوشت ها برچسب‌ها:

جوادیه!!

6 جولای 2010 جابر 1 دیدگاه

“یک روز اگر به محله ما آمدی
همراه خود بیاور چترت را
اینجا هوا همیشه گرفته است
اینجا همیشه ابر است
اینجا همیشه باران است
باران اشک
باران غم
باران فقر
باران کوفت
باران زهرمار
اینجا همیشه هوا بارانی ا‌ست
وقتی که باران می ‌بارد
یعنی همیشه
باید دعا کنیم
و از خدا بخواهیم
نیرو دهد به بام کاهگلی ‌مان”

بچه جوادیه-عمران صلاحی

امروز سرتاسر ایران جوادیه است

دسته‌ها:دست نوشته ها, روز نوشت ها برچسب‌ها:

کاوه آهنگر

16 ژوئن 2010 جابر 2 دیدگاه

” ضحاک در چنگال اهریمن شهوت قدرت و نخوت گرفتار است و در این راه از خوردن مغزها و تباهی اندیشه های ایرانی واهمه ای ندارد، او حتی از کاوه که 18پسر دارد، یعنی 18 اندیشه و نیروی کارآمد جوان هراسی ندارد چرا که 17 تا از پسرها را نابود ساخته است، تنها هراس او از خواب های پریشان است، همان خواب هایی که در درازای تاریخ خواب های آسوده بسیاری از دشمنان ایران را به هم ریخته است، او می داند تختی که بر آن تکیه زده است، غصب شده است و همچنین می داند که هیچگونه شایستگی از برای تکیه زدن به این تخت در نظر ایرانیان ندارد.”
موسی کاوه آهنگر

و امروز کاوه صد ها هزار فرزند دارد صدها هزار اندیشه
و چه کوته اندیش است ضحاک ما که فکر میکند با ریختن خون فرزندان کاوه ،
می تواند مانع حرکت کاوه فرزندانش شود.

دسته‌ها:دست نوشته ها, روز نوشت ها, سیاسی برچسب‌ها: