خدایا خیلی دلم گرفته

خدایا خیلی دلم گرفته.دیگرازاین تکرار ملال آورز روزها خسته شده ا م.

خدایا توخود می دانی که چه سخت است اگرکه ماهی کوچک اسیرآبی دریا ی بیکران باشد.خدایا تو خود می دانی برای من که همیشه با تو زندگی کرده ام این سیر تکراری روزگار که نا خواسته مرا به کام خود می برد چه قدرملال آور وخسته کننده است.

خدایا آخر چگونه می توان شکوه تورادرزیبایی گل بجوییم درحالی که این تکرار همیشگی اشتیاق خوب دیدن را ازمن گرفته است.چگونه می توانم حمدو ثنای تو رااززبان چکاوک ها بشنوم درحالی این تکرار اشتیاق خوب شنیدن راازمن سلب کرده است..

خدایا می ترسم که اگر به منوال پیش رود دیگر شعله های عشق تو دروجودمن هرروزبی فروغ وبی فروغتر شود.تاجایی که دیگر نه اشتیاقی برای پروازداشته باشم ونه امیدی به رهایی …..

پس ای خدایا مهربان مراازاین تکرار ازاین یکنواختی که همه ی روزهای مرا فرا گرفته است رهایی ده .

خدایا به من اشتیاقی ده تا دوباره چشمانم قادربه دیدن شگوه تو درزیبایی گل ها باشد.

خدایا به من اشتیاقی ده که دوباره بتوانم صدای مناجات تورااززبان چکاوک ها بشنوم.

خدایا به عشقی ده که روزبه زور به تو نزدیک تر شوم……

1,499 فکر می‌کنند “خدایا خیلی دلم گرفته

  1. نازنین زهرا

    دعای قشنگ برای آخرین ماه سال…
    ﺩﻋﺎ کنیم هیچکس ﺩﻟﺶ ﻧﮕﯿﺮﻩ…
    ﺍﮔﻪ ﻫﻢ ﮔﺮﻓﺖ ﺧﺪﺍ ﯾﻪ ﻫﻢ ﺻﺤﺒﺖ ﺧﻮﺏ ﺑﺬﺍﺭﻩ ﺳﺮ ﺭﺍﻫﺶ…
    ﺩﻋﺎ کنیم ﻫﯿﭽﮑﺪﻭممون ﺍﺷﮑﯽ ﺍﺯ ﭼﺸﻤﺎﺵ ﻧﯿﺎﺩ…
    ﺍگرم اﻭﻣﺪ ﺍﺯ ﺧﻮﺷﺤﺎﻟﯽ ﺑﺎﺷﻪ…
    ﺩﻋﺎ کنیم ﻫﯿﭽﮑﯽ ﺩﻟﺶ ﭘﺮ ﻧﺸﻪ…
    ﺍﮔﻪ ﻫﻢ ﭘﺮ ﺷﺪ ﭘﺮ ﺑﺸﻪ ﺍﺯ ﻋﺸﻖ وﺧﻮﺷﺤﺎﻟﯽ…
    ﺩﻋﺎ کنیم هیچکی ﻧﺎ ﺍﻣﯿﺪ ﻧﺸﻪ…
    ﺍﮔﻪ ﻫﻢ ﺷﺪ ﺧﺪﺍ ﺯﻭﺩ ﯾﻪ ﺍﻣﯿﺪ ﺩﯾﮕﻪ ﺑﻬﺶ ﺑﺪﻩ…
    دعا کنیم عزیزانمون در سلامت کامل باشن…
    اگرم کسی عزیزش رو از دست داده روحش شاد باشه…
    ﺩﻋﺎ کنیم ﻫﺮ ﮐﯽ ﻫﺮ ﭼﯽ ﺗﻮ ﺩﻟﺶ ﺩﺍﺭﻩ ﺑﻬﺶ ﺑﺮﺳﻪ…
    و ﺩﻋﺎ کنیم حکمت خدا با آرزوهامون یکی باشه…

  2. باران

    روزاول
    رازعشق در تواضع است
    این صفت به هیچ وجه نشانه تظاهر نیست
    بلکه نشان دهنده احساس وتفکری قوی است
    میان دونفری که یکدیگر رادوست دارند
    تواضع مانندجویبارآرامی است که چشمه محبت
    آنهاراتازه وباطراوت نگه میدارد

  3. نازنین زهرا

    پسر فقیری که از راه فروش خرت و پرت در محلات شهر، خرج تحصیل خود را بدست میآورد یک روز به شدت دچار تنگدستی شد. او فقط یک سکه ناقابل در جیب داشت. در حالی که گرسنگی سخت به او فشار میاورد، تصمیم گرفت از خانه ای تقاضای غذا کند. با این حال وقتی دختر جوانی در را به رویش گشود، دستپاچه شد و به جای غذا یک لیوان آب خواست. دختر جوان احساس کرد که او بسیار گرسنه است. برایش یک لیوان شیر بسیار بزرگ آورد. پسرک شیر را سر کشیده و آهسته گفت: چقدر باید به شما بپردازم؟ دختر جوان گفت: هیچ. مادرمان به ما یاد داده در قبال کار نیکی که برای دیگران انجام می دهیم چیزی دریافت نکنیم. پسرک در مقابل گفت: از صمیم قلب از شما تشکر می کنم. پسرک که هاروارد کلی نام داشت، پس از ترک خانه نه تنها از نظر جسمی خود را قویتر حس می کرد، بلکه ایمانش به خداوند و انسانهای نیکوکار نیز بیشتر شد. تا پیش از این او آماده شده بود دست از تحصیل بکشد. سالها بعد… زن جوانی به بیماری مهلکی گرفتار شد. پزشکان از درمان وی عاجز شدند. او به شهر بزرگتری منتقل شد. دکتر هاروارد کلی برای مشاوره در مورد وضعیت این زن فراخوانده شد. وقتی او نام شهری که زن جوان از آنجا آمده بود شنید، برق عجیبی در چشمانش نمایان شد. او بلافاصله بیمار را شناخت. مصمم به اتاقش بازگشت و با خود عهد کرد هر چه در توان دارد، برای نجات زندگی وی بکار گیرد. مبارزه آنها بعد از کشمکش طولانی با بیماری به پیروزی رسید. روز ترخیص بیمار فرا رسید. زن با ترس و لرز صورتحساب را گشود. او اطمینان داشت تا پایان عمر باید برای پرداخت صورتحساب کار کند. نگاهی به صورتحساب انداخت. جمله ای به چشمش خورد: همه مخارج با یک لیوان شیر پرداخته شده است. امضا دکتر هاروارد کلی زن مات و مبهوت مانده بود. به یاد آنروز افتاد. پسرکی برای یک لیوان آب در خانه را به صدا در آورده بود و او در عوض برایش یک لیوان شیر آورد. اشک از چشمان زن سرازیر شد. فقط توانست بگوید: خدایا شکر… خدایا شکر که عشق تو در قلبها و دستهای انسانها جریان دارد. آرزوتوازخدابخواه،بعدآیه زیروبخون:بسم الله الرحمن والرحیم لاحول ولاقوه الابالله العلی العظیم

  4. باران

    روز دوم
    راز عشق در احترام متقابل است
    احساسات متغیر اند،اما احترام دوطرف ثابت میماند
    اگر عقاید شریک زندگی ات با عقاید تو متفاوت است
    با احترام به نظریاتش گوش کن
    احترام باعث میشود که او بتواند خودش باشد

پاسخ دهید