زندان

این مطلب دراین تاریخ ارسال شده است شنبه, ۸ اسفند, ۱۳۸۸ در ساعت ۸:۳۰ ب.ظ
نمیدونم چطور حس وجودیم رو ابراز کنم.
نمیدونم چه کلامی به کار ببرم .
همین قدر میدونم تنها جایی که واسم مونده همین جاست.
یه وبلاگ یه گوشه از این دنیای مجازی
و یه ذهنه خسته از دنیا که توش زندانی شدم .
کاش نبودم یا میشد که نباشم.


۲ نظر لـ زندان

  1. ایلیا توسط:

    ۸ اسفند, ۱۳۸۸ در ساعت ۹:۴۱ ب.ظ

    مگه می‌تونی نباشی ؟ مگه ما می‌ذاریم ؟ مگه الکیه ؟
    این نیز بگذرد :-*

  2. هوجوا توسط:

    ۱۴ اسفند, ۱۳۸۸ در ساعت ۲:۰۷ ب.ظ

    می شه فردا رو جزو نداشته ها و گذشته رو جزء داشته ها در نظر گرفت به جز زمانی که در حال زندگی نمی کنیم.

دیدگاه‌تان را بنویسید: