رنج نامه

خودمم می دونم نوشته هام جالب نیست ، خب نوشته ها هم مثل خودم هستند
و اینکه می نویسم که راحت باشم ، همین
همین وبلاگ هست که گوشه هایی از حرفام رو میزنم،
که بازم دچار خود سانسوری میشم ،
امروزم یه خورده بنویسم شاید که …..
سخت ترین مشغله این روزام همونی که ازش می ترسیدم
همونی که فقط تویه دلم میریزم.
ولی امشب می نویسم:
دوستام فکر می کنن من خیلی راحتم ، خوش می گذرونم.
شاید ظاهرم یه مقدار اینو بگه ولی چیزایی ته دلم هست که همیشه آزارم می ده
سخت ترینش همینه که پدری دارم که جانباز شیمیایی هست رفت جنگ تا از ناموس و خاک ایران دفاع کنه
باورتون نمیشه اگه ببینید میگید 70  سالش هست ولی 48 سالشه ، اینا به کنار واسه اینکه بتونه ما رو جمع وجور کنه باید بره مسافر کشی و…….
آخه این حقشه؟
این حقش نیست بیشتر کنارمون باشه؟
حداقل تو اوج مریضیش اعصاب راحت داشته باشه؟
بازم اینا به کنار حالا به این رسیده که انقلاب کرد چی شد؟
مردم بدبخت تر شدن ، با خودش میگه تویه جنگ کسی رو کشتم حق بود؟
بهم میگه کار سیاسی نکن ، آخرش میگرند و…….
ولی به حرفش گوش نمیدم،
“”"”"” ازم ناراحته”"”"”"
و این سخت ترین دردمه.

دامنه هاست فضا
دسته‌ها:دست نوشته ها, روز نوشت ها برچسب‌ها:
  1. 21 ژانویه 2010 در 21:27 | #1

    هعییی جابر…

  2. 21 ژانویه 2010 در 23:36 | #2

    گر بنالی من بنالم ، گر بنالم تو بدانی ، گر بدانی تو ننالی.من ننالم تا ندانی و بنالی.
    ناله ی من از خنده گوارا تر است، به آن می نالم :[G

  3. 23 ژانویه 2010 در 21:49 | #3

    آخي … چي بگم ؟!!…

  4. 23 ژانویه 2010 در 21:51 | #4

    حق با توست داداش … حق با توئه … همه حرفات درست ….

  5. 31 ژانویه 2010 در 23:09 | #5

    واقعا حقش این نیست. لعنت به بالایی ها

  6. 1 فوریه 2010 در 12:17 | #6

    من نوکر اون پدر با شرفت هستم…
    ارادتمند تو پسر با مرام و مردمی و حق جو هم هستم
    که هم اسم پدرمی.راهت حقه شک نکن

  7. 3 فوریه 2010 در 19:43 | #7

    عجب رنج نامه ای !
    به قول حضرت امام ما انجام وظیفه می کنیم ، نتیجه با خدا …
    قرار نیست همیشه اونطوری که ما می خواهیم همه چیز پیش بره ، قرار نیست همیشه دنیا بر وفق مراد ما باشه ، اگر دیگران خیانت و بی توجهی می کنند دلیل این نیست که راه ما اشتباه بوده ، دلیل این نیست که ما اشتباه انتخاب کردیم ، اگر امروز برای رفع امورات زندگی مجبوریم مسافر کشی کنیم معناش این نیست که رفتن به جنگ و جهاد در راه خدا اشتباه بوده

    برادرم ، فردا وقتی ازدواج کردی خدا فرزندی به تو هدیه داد ، اگر به سختی زندگی رسیدی به فرزندت نگو که راه حق و نیکو را پیشه خود نکن
    به او بگو تلاش کن و به خدا توکل کن و از اهل بیت یاری بجوی ، حتما از راه یافتگان خواهی بود ، حتما از خوشبخت ترین انسان ها خواهی بود

    اما بشرطی که خوشبختی و نور واقعی رو در ( خدارو داشتن ) ببینی

  8. Ali
    8 فوریه 2010 در 23:43 | #8

    .:. Atisham Zadi

    khosham oomad rok hasti
    manam babam 6sal oonja bood alanam ye kargar sadast ke bazneshast nashoode!!!!!!

  9. 15 فوریه 2010 در 10:14 | #9

    شششششششششششش

  1. بدون بازتاب