فسانه
گویا دگر فسانه به پایان رسیده بود
دیگر نمانده بود برایم بهانهای
جنبید مشت مرگ و در آن خاک سرد گور
میخواست پر کند
روح مرا، چو روزن تاریکخانهای
گویا دگر فسانه به پایان رسیده بود
دیگر نمانده بود برایم بهانهای
جنبید مشت مرگ و در آن خاک سرد گور
میخواست پر کند
روح مرا، چو روزن تاریکخانهای
محمد مهدی زوارزاده توسط:
۲۴ دی, ۱۳۸۸ در ساعت ۲:۲۴ ب.ظ
فسانه تازه شروع شده
یه روز این فسانه تاریخ میشه