ج – م

۸

که چی؟

کاش وابستگی نداشتم به خیلی بعضی چیزا
اینا هم غل و زنجیر هست که نمی ذاره راحت زندگی کنم.
الکی هی تلاش میکنیم که درس بخون ، برو سرکار ، ریش بزار بیشتر حقوق داری
صف اول نماز جماعت باش
که چی؟
که پول گیرت بیاد؟
پیکانت بشه زانتیا؟
هر از گاهی شیطونی هم بکنی؟
حالا زندگیت رو براه شد ؟
آخرش میمیری مگه نه؟
حالا هی بیا دل مردم رو بشکون
خون مردم رو بکن تو شیشه
حالا من میگم کاش یه جای دور افتاده بودم با یه نفر که درکم کنه
و بتونم با چند نفر تلاش کنیم پاک زندگی کنیم
حالا بخند بهم و بگو اومدی که گرگ بشی نه آدم!!!!!


Categorised as: دست نوشته ها, روز نوشت ها


۸ Comments

  1. farzaneh می‌گه:

    دوسی جونم …….. (;

  2. خاوری می‌گه:

    سلام جابر بلاگها یک مشکل بزرگ داره اونم اینه هر چی برچسپ می زنی کار نمی کنه …
    یعنی اینکه برچسپ می زنی بعد وقتی آپدیت می کنی می نویسه برچسپی نیست…
    زود رسیدگی کن

  3. یک فراهانی می‌گه:

    سلام جابر جان.
    ممنون که بهم سر زدی.

  4. آرمان می‌گه:

    بازگشت بلاگها را به عموم ملت وبلاگ پرور تبریک میگوییم !

  5. آرمان می‌گه:

    نه عزیز . رنگ نمیبازه. شاید فرصتیه برای تجدید قوا !

  6. خاوری می‌گه:

    هنوز هم که برجسپ می زنی کار نمی کنه ؟//؟
    چرا رسیدگی نمی کنید؟؟؟؟

  7. علی رضا می‌گه:

    سلام …
    نمی دونم شایدم منم و فکر این هستم
    شایدم فکر ما بده … فکر می کنیم که همه بدن غیر ما
    شایدم ما زیادی خوبیم

  8. علی رضا می‌گه:

    سلام و ادب و احترام

    چطوری رفیق قدیمی مکانت مون رو تغییر دارم با حفظ سمت

    در خدمتیم اگه تشریف آوردی

پاسخ دهید

نشانی ایمیل شما منتشر نخواهد شد. بخش‌های موردنیاز علامت‌گذاری شده‌اند *

*

شما می‌توانید از این دستورات HTML استفاده کنید: <a href="" title=""> <abbr title=""> <acronym title=""> <b> <blockquote cite=""> <cite> <code> <del datetime=""> <em> <i> <q cite=""> <strike> <strong>