ماجراهای ماشین بابام

امروز روز خوبی بود دیروز و امروز تقریبا همش بارون می اومد
باورم نمی شد هوا اینقدر هم سرد بشه
تو این ما بین منم سرما خوردم
رفتم برم آمپول بزنم پیش خواهرم ماشین پدر جان خراب شدن
و زیر بارون با اون سرما خوردگی مشغول هل دادن پیکان 56 پدر جان بشیم
بازم از ماجراهایی ماشین بابایی
داخلش چراغ نداره دیشب بابام می خواست آمپر بنزین رو ببینه یه کبریت در آورد
و بالای آمپر تویه داشبورد روشن کرد تا آمپرو ببینه(قدرت خدا ……)
بابام تعریف می کنه میگه سال 73 یه پیکان 70 داشتم
ولی نمی دونم این 10 سال گذشته پیکان بالای مدل 56 نداشتیم
حالا عجیب اینه اون روز بچه ها با خونواده اومدن شیراز پیشمون، 405 داشتن خراب شد.
یه 200 تومنی خرجش شد، بابامم هی به پیکان 56 ناز میکرد که موتورش میارم پایینو ، می بندم
بدون خرج……..

10 نظر / نظر خود را در زیر وارد کنید

پاسخ دهید