یادگاری سبز 2
تولدت مبارک
پ.ن: در راستا پست یادگاری سبز
پ.ن2: عکس رو 1 ماه پیش گرفتم و نوشته رویه دیوار رو روز اول تبلیغات
پ.ن3: مهندس می بینی از دیکتاتوراز نامت هم می ترسند (امیدوارم منو به عنوان یکی از پسرات قبول کنی)
تولدت مبارک
پ.ن: در راستا پست یادگاری سبز
پ.ن2: عکس رو 1 ماه پیش گرفتم و نوشته رویه دیوار رو روز اول تبلیغات
پ.ن3: مهندس می بینی از دیکتاتوراز نامت هم می ترسند (امیدوارم منو به عنوان یکی از پسرات قبول کنی)
کل دنیا تقارن داره ، چون از هر طرف بریم به بی نهایت میرسیم فقط وقتی به سیاه چاله ها که رسیم این قانون احتمالا نقض میشه.
امروز بحث سر کلاس در مورد این بود.
تویه زندگی ما هم تقارن وجود داره ، ولی جزوء گم شده ای این تقارن باید پیدا بشه
باز هم تناقض که نه ،عدم تقارنی وجود داره که جزوء تقارن شما شاید دارای سیاه چاله هایی باشه
که قوانین رو نقض میکنه.

خودمم می دونم نوشته هام جالب نیست ، خب نوشته ها هم مثل خودم هستند
و اینکه می نویسم که راحت باشم ، همین
همین وبلاگ هست که گوشه هایی از حرفام رو میزنم،
که بازم دچار خود سانسوری میشم ،
امروزم یه خورده بنویسم شاید که …..
سخت ترین مشغله این روزام همونی که ازش می ترسیدم
همونی که فقط تویه دلم میریزم.
ولی امشب می نویسم:
دوستام فکر می کنن من خیلی راحتم ، خوش می گذرونم.
شاید ظاهرم یه مقدار اینو بگه ولی چیزایی ته دلم هست که همیشه آزارم می ده
سخت ترینش همینه که پدری دارم که جانباز شیمیایی هست رفت جنگ تا از ناموس و خاک ایران دفاع کنه
باورتون نمیشه اگه ببینید میگید 70 سالش هست ولی 48 سالشه ، اینا به کنار واسه اینکه بتونه ما رو جمع وجور کنه باید بره مسافر کشی و…….
آخه این حقشه؟
این حقش نیست بیشتر کنارمون باشه؟
حداقل تو اوج مریضیش اعصاب راحت داشته باشه؟
بازم اینا به کنار حالا به این رسیده که انقلاب کرد چی شد؟
مردم بدبخت تر شدن ، با خودش میگه تویه جنگ کسی رو کشتم حق بود؟
بهم میگه کار سیاسی نکن ، آخرش میگرند و…….
ولی به حرفش گوش نمیدم،
“”"”"” ازم ناراحته”"”"”"
و این سخت ترین دردمه.
استاد علامه طباطبایی(قدس سره) – صاحب تفسیر المیزان – می فرماید:
” انقلاب یک شهید داشت، آنهم اسلام بود!”