انعکاس اعمال

شنبه,۳ دی, ۱۳۹۰ ۱۴:۱۱

زنی پسرش به سفر دوری رفته بود و ماه‌ها بود که از او خبری نداشت. بنابراین زن

دعا می‌کرد که او سالم به خانه بازگردد. این زن هر روز به تعداد اعضاء خانواده‌اش

نان می‌پخت و همیشه یک نان اضافه هم می‌پخت و پشت پنجره می‌گذاشت تا

رهگذری گرسنه که از آنجا می‌گذشت نان را بردارد. هر روز مردی گو‍ژپشت از آنجا می‌گذشت و نان را بر می‌داشت و به جای آنکه از او تشکر کند می‌گفت: «کار پلیدی

که بکنید با شما می‌ماند و هر کار نیکی که انجام دهید به شما بازمی‌گردد. » این

ماجرا هر روز ادامه داشت تا اینکه زن از گفته‌های مرد گوژپشت ناراحت و رنجیده شد.

او به خود گفت: او نه تنها تشکر نمی‌کند بلکه هر روز این جمله ها را به زبان می‌آورد. نمی‌دانم منظورش چیست؟ یک روز که زن از گفته‌های مرد گو‍ژپشت کاملا به تنگ

آمده بود تصمیم گرفت از شر او خلاص شود بنابراین نان او را زهرآلود کرد و آن را با دستهای لرزان پشت پنجره گذاشت، اما ناگهان به خود گفت: این چه کاری است

که می‌کنم؟ بلافاصله نان را برداشت و در تنور انداخت و نان دیگری برای مرد

گوژپشت پخت. مرد مثل هر روز آمد و نان را برداشت و حرف های معمول خود را

تکرار کرد و به راه خود رفت. آن شب در خانه پیر زن به صدا در آمد. وقتی که زن

در را باز کرد، فرزندش را دید که نحیف و خمیده با لباسهایی پاره پشت در ایستاده

بود او گرسنه، تشنه و خسته بود در حالی که به مادرش نگاه می‌کرد، گفت: مادر

 اگر این معجزه نشده بود نمی‌توانستم خودم را به شما برسانم. در چند فرسنگی

اینجا چنان گرسنه و ضعیف شده بودم که داشتم از هوش می‌رفتم. ناگهان رهگذری گو‍ژپشت را دیدم که به سراغم آمد. او لقمه‌ای غذا خواستم و او یک نان به من داد

و گفت:«این تنها چیزی است که من هر روز می‌خورم امروز آن را به تو می‌دهم زیرا

که تو بیش از من به آن احتیاج داری » وقتی که مادر این ماجرا را شنید رنگ از

چهره‌اش پرید. به یاد آورد که ابتدا نان زهرآلودی برای مرد گوژ پشت پخته بود و

اگر به ندای وجدانش گوش نکرده بود و نان دیگری برای او نپخته بود، فرزندش نان

زهرآلود را می‌خورد. به این ترتیب بود که آن زن معنای سخنان روزانه مرد گوژپشت

 را دریافت: هر کار پلیدی که انجام می‌دهیم با ما می‌ماند و نیکی‌هایی که انجام می‌دهیم به ما باز می‌گردند

با هرچیز مقابله کنید ایستادگی می کند

شنبه,۳ دی, ۱۳۹۰ ۱۲:۴۰

باید قلبت را آنقدر از عاطفه لبریز کنی که اگر روزی افتاد و شکست همه جا عطر گل یاس پراکنده شود.

 

ای کسانی که ایمان آورده اید!

کاری به کار کسانی که ایمان نیاورده اند نداشته باشید!

 
با هر چیز مقابله کنید ایستادگی می کند

 بهشت آنجاست که آزاری نباشد

کسی را با کسی کاری نباشد

 

 آیا با دیگران آنطور رفتار می کنید که دوست دارید با شما رفتار کنند؟

 

میشه همه چیرو به حال اولش برگردوند.. بهاش زمان و صبره

 دنیا و دیگران را به زور تغییر نده ، دنیای خودت را بساز

 

بدون قضاوت

شنبه,۳ دی, ۱۳۹۰ ۱۲:۳۵

دائم شکر گذار خدا باشیم که : شاید بدترین شرایط زندگی ما ، برای دیگران آرزو باشد . . . کودکی که لنگه کفشش را دریا از او گرفته بودروی ساحل نوشت ، دریا دزد کفشهای من …مردی که ازدریاماهی گرفته بود ،روی ماسه ها نوشت .دریا سخاوتمندترین سفره هستی موج آمد و جملات را با خود شست ….. تنها برای من این پیام را گذاشت که برداشتهای دیگران در مورد خودت را ،در وسعت خویش حل کن تا دریا باشی.. اما در اندرون تو دنیایی هست که دریاها در آن چیزی نیستند.. امام على‏علیه السلام: لاتَفرَحَنَّ بِسَقطَةِ غَیرِکَ فَإنَّکَ لاتَدری ما یُحدِثُ بِکَ الزَّمانُ: از زمین خوردن کسى شاد مشو که نمى‏دانى گردش روزگار براى تو چه در آستین دارد .(بخشی از نوشته های دکتر سید محسن فاطمی)